![]() |
![]() |
|
| هدیه ای در حد بضاعت قلم، به مجاهدین راه خدا خصوصا شهدا |
|
چند تا فرمانده در دنیا می شناسی که تک تیرانداز شود تنها بماند تنها بجنگد تنها شهید شود و تنها بماند ... از اشک هایم بیزارم! از هرچه دور بودنم را از شماها تسکین دهد بیزارم. از هرچه برای وجدان مرهم شود بیزارم. دور بودن از مرام شما و و آرامش وجدان؟!!! از شیطان و نیرنگ های پلیدش بیزارم. شرح حال یک ماه دیگر را بخوان! نمی شود اشک نریزی بیهوده نکوش فقط تو را به غربت شهدا قسم دلیل گریه هایت را اشتباه نگیر.
قسمت های کوتاهی از زندگی نامه شهید مصطفی ردانی پور را در ادامه مطلب بخوانید: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 8:36 توسط جمعی از مشترکین امتداد |
|
|
تا به حال ماه را در خانه ديده اي!؟ شنيده اي!؟ جاي ماه در آسمان است ماه كه در چهار ديواري نمي گنجد! بله ماه هميشه در آسمان است اما بعضي از ماه ها آنقدر ماه هستند كه هر جا باشند را آسماني مي كنند حتي چهار ديواري ها را بعضي از ماه ها عاشقند، مجنونند؛ يك ماه ديگر، يك ماه مجنون ديگر، به روايت نيمه ي پنهانش:
خلاصه ای از کتاب نیمه ی پنهان ماه و به مجنون گفتم زنده بمان ( حمید باکری به روایت همسرش ) را در ادامه مطلب بخوانید: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 فروردین1387ساعت 7:36 توسط جمعی از مشترکین امتداد |
|
|
تا به حال ماه را در خانه ديده اي!؟ شنيده اي!؟ جاي ماه در آسمان است ماه كه در چهار ديواري نمي گنجد! بله ماه هميشه در آسمان است اما بعضي از ماه ها آنقدر ماه هستند كه هر جا باشند را آسماني مي كنند حتي چهار ديواري ها را بعضي از ماه ها عاشقند، مجنونند؛ يك ماه ديگر، يك ماه مجنون ديگر، به روايت نيمه ي پنهانش:
خلاصه ای از کتاب نیمه ی پنهان ماه ( مهدی باکری به روایت همسرش ) را در ادامه مطلب بخوانید: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 فروردین1387ساعت 7:33 توسط جمعی از مشترکین امتداد |
|
|
اگر آنان را نمی شناسی حق داری فکر کنی قرن ها پیش وقتی مجنون کنار مزار لیلی جان سپرد عشق هم مرد. اگر آنان را نشناسی حق داری فکر کنی لیلی از زمین و زمینیان قهر کرده دیگر در زمین جلوه نمی کند که چشمی او را ببیند دیگر مجنونی نیست عشق نیست جنون نیست اگر آنان را نشناسی حق داری در سوگ عشق بر قلبت سیاه بپوشانی اما باور کن لیلی هرگز قهر نکرده هنوز با هزار جلوه برون می آید بلکه او را ببینی بلکه مجنونش شوی لیلی دوستت دارد عاشقانه دوستت دارد مگر دلش می آید او را ندیده بمیری مگر دلش می آید بی عشق بمیری مگر دلش می آید جاودان نشوی مجنون نشوی پس چرا می بندی چشمانت را؟ اگر باور نداری آنان را بشناس همان ها که او را دیدند و مجنونش شدند تا باور کنی جز با او جز در کنار او عشق معنا ندارد و هرگز باور نکنی تا جلوه گاه او نشدی در تو جلوه کند! و هرگز باور نکن تا کسی او را نخواهد مجنون شود اگر آنان را نشناسی ، حق داری عشق را با غیر عشق اشتباه بگیری آنان را بشناس تا یقین کنی عشق بی او دروغ است، فریب است، عشق نیست چمران یکی از آنان بود ببین چطور در غاده اش لیلی را دید و چطور عاشق شد، مجنون شد
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 فروردین1387ساعت 12:45 توسط جمعی از مشترکین امتداد |
|
|
آیا حکایت آن زنان و مردان غیرتمند و مبارز عشایر را شنیده ای که دستگیری امام و رهبرشان را تاب نیاوردند. سکوت نکردند، مبارزه کردند و برخی شهید شدند و برخی به اسارت گرفته شدند و در میادین چرخانده شدند تا مایه ی عبرت دیگران شوند! آیا حکایت سمیه ی انقلاب اسلامی ایران را خوانده ای؟ اولین شهید زن در تاریخ انقلاب اسلامی ایران ... ۱۵خرداد سال ۱۳۴۲ بود. قیام و حماسه امام خمینی (ره) بر ضد رژیم شاهنشاهی در همه جا پیچیده بود. دسته ای از عشایر که به سرکردگی < زیادخان بیگلری> و < رستم خان قاسمی> در روستای < صحرای باغ > لارستان زندگی می کردند نیز از قیام آگاه شدند و دستور جهاد امام خمینی را شنیدند. این دو مرد پس از آمدن به عشیره خود پیام جهاد را اعلام کردند و به همه گفتند: آینده جهاد و عمل ما ، مرگ در راه خداست. و رو به زنان کردند و گفتند: شما می توانید نزد اقوام دیگرتان بروید، اگر نمی خواهید ما مردان را همراهی کنید. یکی از زنان از جا بلند شد و گفت: زنان عشایر هیچ وقت کم از مردان نبوده اند، خان! ما چگونه می توانیم مردانمان را تنها بگذاریم در حالی که می گوییم فاطمه (س) و زینب (س) الگوی مایند؟ مردان قبیله پس از برنامه ریزی به پاسگاه <عمادوه> حمله کردند و موفق شدند که مقدار زیادی مهمات و اسلحه به غنیمت بگیرند و ۹ تن از ژاندارم های حکومتی را هم کشتند. پس از آن تنها راه ممکن زدن به دل کوه ها بود. افراد قبیله به سرعت به طرف کوههای < وهوشی > و < براشت > حرکت کردند. زیرا می دانستند که به دستور شاه برای از پا درآوردن آنان فرمانده پاسگاه به سرعت وارد عمل خواهد شد. کوه های در هم پیچیده این امکان را به مردان عشایر می داد که خود را در مخفیگاه ها پنهان کنند، اما نیروهای تحت فرمان شاه امکان صعود از تخته سنگ های پیچ در پیچ را نداشتند. وقتی که نیروهای شاه متوجه شدند نمی توانند در جنگ و مبارزه از پس عشایر برآیند، به فکر کشیدن نقشه ای افتادند. سرهنگ اشرف درحالیکه لباس روحانیت پوشیده بود، با شالی سبز و قرآن به دست، راهی کوهستان شد. او خود را سفیر انقلاب و فرستاده حضرت امام خمینی معرفی کرد. عشایر که - به سبب شرایط خاص - امکان تماس با شهر را نداشتند به وی اعتماد کردند و این مرد فریبکار را به مخفیگاه خود بردند. در بین راه بود که سرهنگ اشرف خبر آزادی امام خمینی را به ایشان داد و گفت: حالا که امام آزاد شده بهتر است خود را تسلیم کنید . من قول می دهم که شما را به منطقه خودتان برگردانم. زیادخان و رستم خان با اعتماد به حرفهای مرد روحانی نما امان نامه را امضا کردند. ۱۷محرم ۱۳۴۲ درحالیکه افراد عشیره در حال خواندن نماز بودند، نیروهای نظامی به سرکردگی سرهنگ اشرف از پشت به آنها حمله کردند. در این حمله ناجوانمردانه، تعدادی از مردان عشایر شهید شدند و بازماندگان به اسارت گرفته شدند.عشایر با تنی خسته و مجروح برای عبرت مردم در میادین شهر لارستان در معرض دید قرار گرفتند! و پس از آن فردی که گفته می شد پزشکی آمریکایی است برای درمان بازماندگان قبیله نزد آنان رفت و پس از تزریق آمپول ۱۰۰ تن از آنان را به شهادت رساند. در میان شهدای کوهستان و مبارز عشایر نام زنی به اسم < باختر بیگلری > می درخشد. این زن شجاع پس از درگیری نیروهای نظامی به درجه ی شهادت رسید. نام این زن به عنوان نخستین شهید زن انقلاب در بنیاد شهید ثبت شده است. باختر ۳۰ ساله بود و دختر و پسری ۳ ساله داشت. او وقتی فرمان جهاد را شنید، همراه همسرش < درویش بزرگی > با دو کودکش به کوهستان رفت وقتی گلوله های نیروهای نظامی ناجوانمردانه بر تن آنان باریدن گرفت، این زن شجاعانه نبرد کرد. او پس از مشاهده شهادت پسر ۳ ساله و همسرش ، شهید شد.
منبع: پیام نما/ ص ۵۰۱ - ۵۰۷ / ۲۰ / ۱۱ / ۸۶ عکس از: وبلاگ وطنم گرمشت....!!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 9:30 توسط جمعی از مشترکین امتداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
امتداد یک ماهنامه ست ماهنامه ی راهیان نور و فرهنگ پایداری و البته پرمخاطب ترین نشریه از نوع خودش، خطی بی پایان تا ملکوت شهیدان
این وبلاگ رو جمعی از مشترکین امتداد به راه انداخته اند، اهداف زیادی هم دارند مثلا: معرفی ماهنامه امتداد و نقد مطالب آن، ثبت آثار دوستداران شهدا که برای شهدا قلم می زنند. اطلاع رسانی از برنامه های فرهنگی در این مسیر که شما برای اینجا می فرستید. و از همه مهم تر معرفی شهدای شهر و روستای شما و تمام یادگاران دفاع مقدس که زحمت تهیه اش با شماست و خدا نکنه فراموش بشوند. و... امتداد ماهنامه ای ست که امیدواریم همیشه در مسیر خودش – در دفاع مقدس امروز- رو به جلو حرکت کنه و یک روزی همه ی مردممون جز همراهان و همسفرانش باشند. و اینجا وبلاگی ست که امیدواریم روزی تمام مشترکین امتداد جز نویسندگانش قرار گیرند. التماس دعای فرج و شهادت به امید ظهورش |
| خبرگزاری ها |
|
ایرنا شبکه اطلاع رسانی هادی |
| پیوندها |
|
سایت امتداد کلوپ امتداد سردبیر امتداد |
|
RSS
|